به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات




 طنز - صفحه 2

اس ام اس قهر و آشتی جدید 95

 اس ام اس قهر و آشتی جدید 95www.smskhooneh.blogfa.com...ﻭﻗﺘـــــﯽ ﺍﺯ ﯾـــــﻪ نفر ﻣﯿـــــــﺮنجیﺣﺘـــﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕــــﯽ ﺑﺨـــــﺸﯿﺪیشﯾﻪ ﭼــــﯿﺰﯼ ﺗﻪ ﺩﻟــــﺖ ﻣﯽ ﻣـــﻮﻧﻪﮐﯿـــــــﻨﻪ ﻧﯿـــﺴﺖ ...ﯾﻪ ﺟــــــــﺎﯼ ﺯﺧـــــمه...ﯾﻪ ﭼﯿــــــﺰﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿـــــــﺬﺍﺭﻩ...ﺍﻭﺿـــــــﺎﻉ ﻣﺜﻞ ﻗﺒــــﻞ ﺑﺸــــﻪ...!ﻫـــــﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨــــﯽو ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﻩ....ﻭ ﺑﮕﯽ ﻧـــﻪ ...ﺑﯽ ﻓﺎﯾـــــــﺪﻩ ﺳﺖ!یه ﭼﯿﺰﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺳـــــﻂ ﺍﺯ ﺑﯿــــﻦ...
متن کامل
tanz

İranda hürriyyət

İranda hürriyyət Cəlil məmmədquluzadə Bizim məscidin dalında, qapının səkisində əlli-əlli beş yaşında bir kişi oturub kasıblıq edir; bunun peşəsi bisavad müsəlmanlara və çox vaxt İran qəriblərinə məktub yazmaqdır. Bu kişinin adı Məşədi Molla Həsəndir.   Məşədini burada yayda da görmək olar, qışda da, payızda da və baharda da. Gah vaxt yay fəsli küçə ilə keçən vaxt görürsən ki, Məşədi Molla Həsən başını dayayıb səkinin bucağına, mürgüləyir, ya bir özgə vaxt keçəndə görürsən: bir o taylı çömbəlib Məşədinin qabağında və Məşədi gözlüyü burnunun üstə keçirdib, sol dizi üstə əlinin içində yarım vərəq çirkli kağız tutub o başını yuxarı qalxızıb, gözlüyün altından kağıza baxıb, farsca oxuyur: "Və saniyən: əgər bizim v...
متن کامل
tanz

İlk Kadın Karikatürcü ve Türkiye'de Kadınlar İçin ilk Mizah Dergisi

  İlk Kadın Karikatürcü ve Türkiye'de Kadınlar İçin ilk Mizah Dergisi* TURGUT ÇEVİKER I) İlk Kadın Karikatürcü Konusunda Saptama 1960’larda taşrada mizah kültürüne ilişkin bir kitap görememiştim. Ancak karikatür çizen bir dostum vardı; bütün sorularımın yanıtını ondan alırdım. Henüz kadın karikatürcü konusunu düşünebilecek seviyede değildim. 1973’te İstanbul’da, Semih Balcıoğlu ile Ferit Öngören’in 50 Yılın Türk Mizah ve Karikatürü,1 aradığım kitapla buluşturmuştu. İlk baskısını hâlâ sakladığım kitabı neredeyse ezberlemiştim... Kitabın “karikatür” bölümünü Balcıoğlu; “mizah” bölümünü ise Öngören hazırlamıştı. Özellikle Öngören’in metni benim için bir “büyük hazine”ydi.   ...
متن کامل
tanz

کوميک ژانرين اؤزلليکلري

کوميک ژانرين اؤزلليکلري بيلال آلارلي کؤچورن:عباس ائلچین              (صؤحبت لطيفه ژانريندان گئدير)       ائله بير خالق يوخدور کي، اونون گولوش سبتي بوش اولسون. ان گئري قالميش خالقلارين، حتّي ايبتيداي تصّوورلرله ياشايان قبيله‌لرين و اينکيشاف ائتميش مدني خالقلارين اؤزونه مخصوص گولوشو، تبسّومو واردير. فولکلورون ژانر آغاجيندا گولوش اؤز توتومو ايله فرقله‌نير. بئله گومان اولونور کي، ميفولوژي آنلاييش کيمي گولوش بوللوقلا، فيراوانليقلا، يئنيليکله باغليدير. هر بير د...
متن کامل
tanz

علم بهتر است يا ثروت

علم بهتر است یا ثروت؟   حکیمی درجمع مریدانش نشسته بود .... یکی از شاگردان از وی پرسید: استاد علم بهتراست یا ثروت؟   حکیم بی‌درنگ شمشیری بیرون آورد و مانند جومونگ شاگرد بخت برگشته را به سه قسمت نامساوی تقسیم نمود و گفت:   سال‌هاست که دیگر هیچ احمقی بین دوراهی علم و ثروت گیر نمیکند!!! مریدان دیگر درحالیکه انگشت حیرت به دندان گرفته و لرزش تمام وجودشان را فرا گرفته بود گفتند:   ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم!!!   حکیم گفت: در جوانی مرا دوستی بود که باهم به مکتب می‌...
متن کامل
tanz

داستان

سه تا دانشجو بودیم توی دانشگاهی در یکی از شهرهای کوچک☺ قرار گذاشتیم همخونه بشیم. خونه های اجاره ای کم بودند و اغلب قیمتشون بالا . می خواستیم به دانشگاه نزدیک باشیم قیمتشم به بودجمون برسه.تا اینکه خونه ی پیر زنی را نشانمان دادند . نزدیک دانشگاه ،تمیزو از هر لحاظ عالی. فقط مونده بود اجاره بها!!!...
متن کامل
tanz

دخترک

دخترک که از درس جبر نمره نیاورده بود و بهترین دوستش هم او را ترک کرده بود پیش مادرش رفت و گفت: “همش اتفاق های بد می افته!”مادر که در حال کیک پختن بود از او پرسید که آیا کیک دوست دارد؟و دخترک جواب داد: “البته! من عاشق دست پخت شما هستم.” مادر مقداری روغن مخصوص شیرینی پزی به او داد دخترک گفت: “اه..! حالم رو به هم می زنه!”مادر تخم مرغ خام پیشنهاد کرد و دختر گفت: “از بوش متنفرم!”این بار مادر رو به او کرد و پرسید: “با کمی آرد چطوری؟” و دختر جواب داد که از آن هم بدش می آید.مادر ب...
متن کامل
tanz

داستان جالب

مدرسه‌ای دانش‌آموزان را با اتوبوس به اردو می‌برد. در مسیر حرکت، اتوبوس به یک تونل نزدیک می‌شود که نرسیده به آن تابلویی با این مضمون دیده می‌شود: «حداکثر ارتفاع سه متر»   ارتفاع اتوبوس هم سه متر بود ولی چون راننده قبلا این مسیر را آمده بود با کمال اطمینان وارد تونل می‌شود اما سقف اتوبوس به سقف تونل کشیده می‌شود و پس از به وجود آمده صدایی وحشتناک در اواسط تونل توقف می‌کند.   پس از آرام شدن اوضاع مسئولین و راننده پیاده شده و از دیدن این صحنه ناراحت می‌شوند. پس از بررس...
متن کامل
tanz

نخونید ضرر کردید

زندگی‌ مانند یک پتوی کوتاه است.   آن را بالا می‌کشید، انگشت شستتان بیرون می زند   آن را پایین می‌کشید شانه‌هایتان از سرما می لرزد   آدم های وسواسی؛   مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمی فهمند!   ولی‌ آدم‌های شاد؛   زانوهای خود را کمی‌ خم میکنند و شب راحتی‌ را سپری می کنند....
متن کامل
tanz

پیشکش خودروهای تک سرنشین و رانندگان آنها

     یک شنبـه صبح بعـد از یک شب بـارانـی که مـا را تا حدودی از آلودگی هوا برای چند ساعتی هم که شده نجات داده بود، بعد از ده دقیقه پیـاده روی در زیر بـاران وقتی می خواستم به آن طـرف خیابـان بـروم تا خود را بـه  ایستـگاه متـرو برسانـم، خودروی تـک سرنشینـی بـوق زد و بـدون اینـکـه از سـرعتـش کم کند، راه گرفت و رفـت. گویی که راننده به زبان بی زبانی گفت:    -«تـو که ایستـاده ای،پیـاده ای و زیر بـاران هستـی، صبـر کن تا من که زیـر سقـف هستـم و در کنـار بخاری نشسته ام، رد شوم....
متن کامل
tanz
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است